مصطفى النوراني الاردبيلي
273
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
صغار نامند و ميوهاش مثل دل گوسفند و از آن بزرگتر و مغز ميوه آن با تلخى و سفيدى و بىپرده رقيق سرخ و قضيم قريش عبارت از آن است و در سمنان زياد وجود دارد و راتيانج صمغ آن است و قسم ماده بزرگ را صنوبر كبار گويند و در گيلان يافت مىشود و بسيار بزرگ و مغز ميوه آن را به اصطلاح آنجا جلغوزه و درخت آن را درخت جلغوزه مىنامند و ميوهاش به قدر بالنگى و مغز دانههاى آن مثل قضيم قريش و باليدهتر و شيرين است . « 2 » صنوبر درختى است از تيره مخروطيان كه هميشه سبز است و جزو درختان زينتى باغها است و تا ارتفاع زيادى رشد مىكند . برگهايش متناوب و سوزنى ولى از برگهاى كاج كوتاهتر و ضخيمتر است ، سطح فوقانى برگها سبز كم رنگ و سطح تحتانى برگها سفيد رنگ است . مخروطهاى ميوه صنوبر باريك و درازند و بر خلاف مخروط كاج از درخت بهطور كامل جدا نمىشوند يعنى در جنگلهاى صنوبر هيچ وقت مخروطهاى صنوبر در پاى درخت ديده نمىشوند ، زيرا مخروط اين درخت پس از رسيدن فلسهايش به آسانى با وزش باد از مخروط جدا مىگردد . در حدود 20 گونه صنوبر شناخته شده كه در سراسر زمين مىرويند . برخى از گونههاى صنوبر 30 تا 40 متر ارتفاع نيز پيدا مىكنند . چوب صنوبر در صنعت مانند چوب كاج مورد استفاده قرار مىگيرد . « 1 » يكى از گونههاى صنوبر است كه از آن مقادير زياد صمغ و تربانتين استخراج مىكنند . « 2 » تركيبات شيميايى : از نظر تركيبات شيميايى در شاخهها و برگهاى سوزنى درخت نوئل در حدود 56 / 0 درصد اسانس روغنى وجود دارد و بهعلاوه يك ماده تلخ و گلوكوزيدى در آن يافت مىشود .
--> ( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 173 . ( 1 ) - فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2168 . ( 2 ) - فرهنگ داروها ، ص 248 ؛ صيدنه ، ج 2 ، ص 914 .